Dictionary

Word List
ID
Title
Meaning
Language
Hit
53325
orthogonal
(Adjective) متعامد (Adjective) راست گوشه، قائم
en
1
53324
حتمی
sure, certain
fa
1
53323
launder
گازری کردن، شستن، اتو کشیدن، شسته شدن، شستشو
en
1
53322
swindle
گوش بری کردن، گول زدن، مغبون کردن، فریب، کلاهبرداری
en
1
53321
saltshaker
نمکدان، میکروفون
en
1
53320
bistro
اغذیه فروشی و مشروب فروشی
en
1
53319
piggy bank
(Noun Phrase) قللک
en
1
53318
zombi
(Noun) ( zombie ) مارخدا، خدایی بشکل مار(در میان سرخپوستان)، روحی که بعقیده سیاه‌پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد، انسان زنده شد، آدم احمق
en
1
53317
searchlight
(Noun) نور افکن، اشعه نور افکن
en
1
53316
son et lumiere
(فرانسه - به ویژه در بناهای باستانی) نمایش صدا و نور
en
1